بایگانی

بایگانی آگوست

استراتژی شروع

۱۵ مرداد ۱۳۸۸ ۳ دیدگاه

ایده جدیدی دارید؟ می‌خواهید کارآفرین باشید؟ خیلی خوب است. اما چطور می‌خواهید شروع کنید؟

۱-هدفش چیست؟
ایده خوبی برای کارآفرینی پیدا کرده‌اید، اما قبل از هر کار از خودتان بپرسید که این ایده چه هدفی دارد؟ ایده‌های خوب فقط منحصر به ایده‌های پولساز نیستند! پولسازی بخشی از کارآفرینی است. سعی کنید هدفی برای ایده‌تان پیدا کنید. کارآفرینان دنیا را تبدیل به جای بهتری می‌کنند و البته سود مالی هم نصیبشان می‌شود.
اگر هدف مناسبی برای ایده‌تان داشته باشید، مشکلات اولیه شروع کار به سادگی شما را از پا درنمی‌آورد. اگر هدف شما فقط و فقط پول باشد، بعد از مدتی که کار را آغاز می‌کنید و پولی در نمی‌آید ناامید می‌شوید و ایده‌تان را رها می‌کنید.

شروع هر کاری سخت است، بدون برنامه سخت‌تر هم می‌شود

۲-مدل تجاری‌تان را تعریف کنید.
مهم نیست چه ایده‌ای دارید، مهم نیست ایده شما چقدر فوق‌العاده است، اگر راهی برای درآوردن پول از طریق ایده‌تان نداشته‌ باشید، خیلی زود به فهرست هزاران ایده عالی اما بدون صرفه اقتصادی اضافه می‌شود!

۳-قله‌ها را بشناسید.
ایده خوبی دارید، راه پول درآوردن از آن ایده را هم پیدا کردید. حالا وقت آن رسیده که نقشه‌ای برای خود ترسیم کنید. به کجا باید برسید؟ چه قله‌هایی را باید فتح کنید؟
فرض کنید هدف شما ساختن یک سرویس وب ۲ است که به افراد کمک کند تا نام‌های مناسب پیدا کنند: مثلاً کمک به پدر و مادرها برای پیدا کردن نام مناسب برای فرزندشان یا کمک به شرکت‌ها برای پیدا کردن نام تجاری مناسب. برای پول درآوردن هم روی تبلیغات از شرکت‌های مرتبط با موضوع (مثلاً تولیدکنندگان اسباب‌بازی یا وسایل بچه‌ها) و ارائه خدمات با کمک شرکت‌های تبلیغاتی (مثلاً وقتی یک کاربر با کمک سرویس شما یک نام تجاری خوب برای خودش پیدا کرد به او پیشنهاد می‌دهید که ابزارهای تبلیغاتی مثل ماگ، خودکار و سررسید و … بر اساس آن نام تجاری با تخفیف برایش آماده کنید) حساب باز کرده‌اید.
برای خودتان یک قله تعریف کنید: مثلاً رسیدن به ۱۰۰۰ مشتری در این کسب و کار. حالا بنشینید و لیستی تهیه کنید از کارهایی که برای رسیدن به قله باید انجام بدهید و کارهایی که بعد از فتح قله باید انجام بدهید.
کارهایی که برای رسیدن به قله‌ها انجام می‌دهید در واقع همان برنامه‌ریزی برای موفقیت پروژه است. وقتی به یک قله می‌رسید یعنی موفق شده‌اید، لیست کارهایی که بعد از فتح قله باید انجام بدهید، در واقع برنامه ریزی برای رشد و توسعه کسب و کار شماست.

ادامه دارد…

بلاگفا – قسمت اول

۱۵ مرداد ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

این نوشته را در نسخه هفده‌ام خواندم. به عنوان کسی که قربانی حذف آرشیو وبلاگش در بلاگفا شده (البته نه به خاطر مسائل سیاسی و انتخابات) قصد دارم چند کلمه‌ای در مورد سیاست بلاگفا در قبال کاربرانش صحبت کنم.

ورود بلاگفا به بازار
بلاگفا درست زمانی وارد بازار سرویس‌دهنده‌های وبلاگ شد که پرشین بلاگ در وضعیت بدی بود. پرشین بلاگ هنوز از هسته قدیمی موتور وبلاگی‌اش استفاده می‌کرد که امکانات ابتدایی داشت. بلاگفا با asp.net و بانک اطلاعاتی SQL Server‌  و معماری چندلایه به میدان آمد. ۱۷ آذر سال ۸۳ من هم از اولین نفراتی بودم که در بلاگفا وبلاگی ثبت کردم، وبلاگی که تا سه سال بعد هم به روز می‌شد و هر سال در سالگرد بلاگفا پیشنهاداتی هم برای بهتر شدن بلاگفا داشت، که اوایل آقای شیرازی هم آن‌ها را می‌خواند و کامنت‌هایی در موردشان می‌نوشت.

جهانی بودن یا ایرانی بودن، مساله این است!
بلاگفا، به عنوان یک سرویس‌دهنده وبلاگ رایگان وبلاگ همگام با پیشرفت‌های رقبای بین‌المللی‌اش پیش نرفت. گرچه مقایسه بین سرویس‌دهنده‌های ایرانی و خارجی به دلیل شرایط متفاوت کاری درست نیست، اما حقیقت این است که بیشتر تغییرات دو سه سال اخیر در بلاگفا، بیشتر جزئی (minor) بوده‌اند، بسیاری از آن‌ها را میهن بلاگ صرفتظر از مشکلات از ابتدا داشت.
تغییرات در بلاگفا هیچ وقت به سمت جهانی شدن نبوده، منظورم این نیست که بازار هدف بلاگفا به سوی کاربران غیرفارسی زبان برود، منظورم استفاده از روش‌ها و امکاناتی است که سرویس‌ها و نرم‌افزارهای استاندارد وبلاگ‌نویسی در دنیا از آن بهره می‌گیرند.

blogfa-ads_thumb[1] 
نمونه‌ای از تبلیغات در بلاگفا که قبلاً در موردشان نوشته‌ام

نتیجه اینکه در دنیایی که هر روز به سمت هماهنگی و استانداردسازی ارتباطات پیش می‌رود بلاگفا یک جزیره دورافتاده در گوشه‌ای از اقیانوس وب است و کاربرانش بی بهره از بسیاری از امکانات مدرن سیستم‌های امروزین. در واقع اگر با بدشانسی کشتی شما در جزیره بلاگفا لنگر انداخته باشد، بیرون آمدن از آن مثل بیرون آمدن از جزیره لاست نیاز به کارهای محیرالعقول دارد.

حذف وبلاگ بدون اطلاع قبلی
با فرض اینکه کاربر عادی ایرانی که به دنبال روشی ساده و آسان برای انتشار اطلاعات در وبلاگش هست اصلاً استفاده از openID یا قابلیت‌هایی مثل slug یا برچسب‌گذاری نوشته‌ها یا فید کامنت و صفحات و دسته‌بندی و برچسب‌ها یا آپلود فایل در فضای رایگان و نسخه پشتیبان استاندارد و import‌ و export مطالب و ده‌ها قابلیت دیگر برایش مهم نیست و می‌خواهد از بلاگفا استفاده کند، حذف وبلاگ بدون اطلاع قبلی که شخصاً در بلاگفا تجربه‌اش کردم واقعاً تلخ و ناراحت‌کننده است.

اجازه بدهید وضعیت وبلاگ سابقم در بلاگفا را توضیح بدهم:
وبلاگی با آدرس hamed.blogfa.com (که اکنون توسط شخص دیگری ثبت شده است) با یک آرشیو از سه سال وبلاگ‌نویسی مستمر و بعد از آن  غیرفعال* به مدت تقریبا دو سال.
طبق قوانین بلاگفا:

در جهت حفظ منابع سایت و جلوگیری از سوء استفاده وبلاگهای آزمایشی و وبلاگهای غیرفعال و بدون محتوا حذف خواهد شد.

من هم موقع ثبت‌نام در بلاگفا این بخش از قانون بلاگفا را خواندم و تایید‌ش کردم، پس نباید مشکلی درباره حذف وبلاگ غیرفعالم وجود داشته باشد. اما صرفنظر از جالب نبودن حذف ناگهانی آرشیو چند سال نوشته افراد و نظرات دیگران درباره آن نوشته‌ها و به طور خلاصه چند سال خاطره حضور در فضای مجازی، حذف بدون اطلاع قبلی واقعاً ظلم در حق کاربران است. تصور کنید اگر چند ماه قبل آرشیو بلاگفا را به صورت دستی به وردپرس.کام وارد نمی‌کردم، امروز تنها نشانی که از آن چند سال نوشتن در بلاگفا داشتم چند صفحه ایندکس شده در ماشین زمان بود!

ادامه دارد…

*وبلاگ غیرفعال فقط در سرویس‌دهنده‌های وبلاگ ایرانی معنی دارد!

Categories: متفرقه Tags:

Stranger than Fiction

۱۴ مرداد ۱۳۸۸ ۲ دیدگاه

Stranger than Fictionنام فیلم: Stranger than Fiction
محصول ۲۰۰۶ آمریکا
ژانر: درام، فانتزی، کمدی
کارگردان: Marc Forster

خلاصه داستان
نویسنده‌ای به نام کارن ایفل که ۱۰ سال است کتابی منتشر نکرده، به دنبال راهی برای کشتن هارولد، شخصیت گوشه گیر رمان جدیدش است. اما هارولد کریک واقعی که در زمان حال زندگی می‌کند متوجه می‌شود که اتفاقات زندگی‌اش متاثر از نوشته‌های کارن ایفل است. در حالی که کارن به دنبال راهی برای کشتن هارولد در داستانش است، هارولد تلاش می‌کند تا کارن را پیدا کند و از کشته شدن خودش در دنیای واقعی جلوگیری کند…

مارک فارستر
چند سال پیش با دوست خوبم حسین، اولین بار فیلمی از مارک فارستر را دیدیم: فیلم Finding Neverland با بازی جانی دپ و کیت وینسلت، فیلمی خوش ساخت و خوب که البته نتوانست نظر مرا به فارستر جلب کند!
فارستر آلمانی اما، در فیلم‌های بعدی هنر کارگردانی‌اش را بیشتر و بهتر به نمایش گذاشت: stay در سال ۲۰۰۵ فیلمی رمزآلود با بازی رایان گاسلینگ و نااومی واتس، فیلم stranger than fiction در سال ۲۰۰۶ که می‌خواهم درباره‌اش صحبت کنم. فیلم Kite Runner بر اساس یکی از کتاب‌های محبوب من یعنی بادباک باز خالد حسینی در سال ۲۰۰۷ و البته آخرین فیلم ساخته شده جیمز باند Quantum of Solace در سال ۲۰۰۸

یک داستان عجیب
داستن فیلم درباره هارولد کریک یک مامور گوشه‌گیر و تنها اداره مالیات امریکاست. هارولد یک روز متوجه صدای زنی می‌شود که دارد داستان زندگی او را به صورت زنده روایت می‌کند، این راوی البته تمام جزئیات شخصیت و رفتار هارولد را به خوبی می‌شناسد. هارولد توجه چندانی به این صدای ذهنی نمی‌کند تا اینکه وزی راوی به او می‌گوید که به زودی می‌میرد. هارولد پریشان شده و سعی می‌کند با کمک یک پروفسور ادبیات (با بازی داستین هافمن) بفهمد چه کسی دارد داستان زندگی او را می‌نویسد.

باید بگویم stranger than fiction فیلم عجیبی است. شاید در نظر عده‌ای فیلمی خسته‌کننده به نظر برسد. اما من فکر می‌کنم داستان فیلم بسیار بسیار جالب است: درباره جبر و اختیار.

ملاقات هارولد و کارن

هارولد بالاخره کارن ایفل (نویسنده‌ای که دارد داستان زندگی شخصیتی کاملاً مشابه هارولد را می‌نویسد و به دنبال راهی برای کشتن شخصیت هارولد در داستان خودش است) را پیدا می‌کند و رمان کارن (که در واقع درباره خود اوست) را می‌خواند و متوجه می‌شود که چگونه قرار است بمیرد. حالا باید مرگ را انتخاب کند.

جبر یا اختیار، کدام یک؟
فیلم سوالات خوبی را در ذهن تماشاگر ایجاد می‌کند: واقعاً چه کسی دارد داستان زندگی ما را می‌نویسد؟ تا چه اندازه در پایان این داستان دخیل هستیم؟ آیا داستان زندگی ما از قبل نوشته شده و سرنوشت ما معلوم است و ما مجبور هستیم فقط آن سرنوشت را محقق کنیم یا می‌توانیم تغییرش دهیم؟

جواب فیلم را ببینید که به نظرم جواب قانع کننده‌ای است برای این سوالات. stranger than fiction جبر زندگی هارولد را به ما نشان می‌دهد‌ و همین طور آزادی اختیار او را که می‌تواند انتخاب کند. در واقع شاید تنها چیزی که ما در این جهان مجبور به آن باشیم جبر به انتخاب کردن است.

بازی‌ها فوق‌العاده هستند. ویل فرل که نقش هارولد را بازی می‌کند به گفته منتقدین یکی از بهترین بازی‌هایش را در این فیلم به نمایش گذاشته، اما تامسون بازیگر نقش کارن ایفل به بهترین شکل توانسته ذهن پریشان و درگیر یک تراژدی نویس را به ما نشان بدهد. داستین هافمن هم حتی در حضور کوتاهش هم عالی است.
stranger than fiction پاسخ خوبی برای این پرسش هست که اگر بدانید چگونه می‌میرید چه خواهید کرد؟ جایی در فیلم داستین هافمن به هارولد که نمی‌خواهد مثل هارولد قصه کارن بمیرد می‌گوید:

هارولد تو یه روزی یه جایی می‌میری… تو می‌میری، حتماً‌ می‌میری
حتی اگر از این مرگ جلوگیری کنی، یه مرگ دیگه تو رو پیدا می‌کنه
و من تضمین می‌کنم که اون [مرگ] به این اندازه شاعرانه و معنی‌دار نیست که اون [کارن ایفل] نوشته.
این سرنوشت همه تراژدی‌هاست هارولد
قهرمان می‌میره ولی داستان برای همیشه زنده می‌مونه

تماشای این فیلم خوب را به شما توصیه می‌کنم.

Categories: سینما Tags: , ,

Custom Paging در GridView به کمک LINQ

۱۲ مرداد ۱۳۸۸ ۵ دیدگاه

download دریافت کد این نوشته 

LINQ چیست؟
LINQ که سرنام Language Integrated Query است یک روش جدید در دات نت برای انجام پرس و جو روی انواع داده‌هاست.
برای آشنایی بیشتر با LINQ مطالب زیر را که نوشته حامد بنایی است مطالعه کنید:
+ LINQ بخش اول
+ LINQ بخش دوم – LINQ to SQL

Custom Paging چیست؟
در دات نت وقتی بخواهیم لیستی از اطلاعات را نشان بدهید از کنترل‌هایی نظیر GridView استفاده می‌کنیم. اگر تعداد رکوردها زیاد باشد از قابلیت paging در GridView استفاده می‌شود. به کمک paging رکوردها در صفحاتی که سایزشان را مشخص می‌کنیم نمایش داده می‌شوند.

Gridview Paging

به طور پیش فرض در paging عادی تمام رکوردها از بانک اطلاعاتی دریافت می‌شوند و در هر صفحه فقط بخشی از رکوردها که مورد نیاز هستند نمایش داده می‌شوند. Custom Paging یک روش سفارشی برای انجام صفحه بندی است که در آن در هر صفحه از GridView فقط رکوردهای مربوط به همان صفحه از بانک اطلاعاتی دریافت می‌شوند.
به عنوان مثال فرض کنید ما ۱۰۰ رکورد داریم و می‌خواهیم آن‌ها را در یک GridView صفحه بندی کنیم. سایز صفحات را هم ۲۰ رکورد در نظر گرفته‌ایم، بنابراین ۵ صفحه خواهیم داشت. در روش paging‌ عادی وقتی در حال تماشای صفحه دوم هستیم (رکوردهای ۲۱ تا ۴۰) تمام ۱۰۰ رکورد از بانک اطلاعاتی دریافت می‌شود ولی فقط رکوردهای ۲۱ تا ۴۰ در GridView‌ نمایش داده می‌شوند.
در روش Custom Paging اما در صفحه دوم فقط رکوردهایی که نیاز داریم نمایش داده بشوند (رکوردهای ۲۱ تا ۴۰) از بانک اطلاعاتی دریافت می‌شوند. این یک روش بهینه است و البته کارآیی و سرعت برنامه را به خصوص در حجم اطلاعات بالا بسیار افزایش می‌دهد.

Custom Paging به کمک LINQ
قبل از هر چیز Visual Studio‌ را باز کنید و یک Web Site جدید بسازید.
ابتدا فرض می‌کنیم یک جدول در بانک اطلاعاتی به نام City‌ داریم با دو فیلد CityId از نوع int و CityName‌ از نوعnvarchar 50 . حالا یک LINQ to SQL Class به نام City می‌سازیم و جدول City را از بانک اطلاعاتی به آن اضافه می‌کنیم:

City Table

در پوشه App_Code وب سایت یک کلاس جدید به نام CityClass ایجاد می‌کنیم. در این کلاس می‌خواهیم متدهای لازم برای Custom Paging را به شرح زیر بنویسیم:

    public IQueryable BindGrid(int startRowIndex, int maximumRows)
    {
        CityDataContext db = new CityDataContext();
        var query = from c in db.Cities select c;
        return query.Skip(startRowIndex).Take(maximumRows);
    }

    public int GetCityCount()
    {
        CityDataContext db = new CityDataContext();
        return (from c in db.Cities select c).Count();
    }

حالا می‌رسیم به بخش نمایش کار. یک GridView و یک ObjectDataSource به صفحه‌مان اضافه می‌کنیم.

Enable Paging کنترل GridView را علامت بزنید و Datasource آن را ObjectDataSource1 انتخاب کنید

Gridview Config

حالا نوبت به تنظیم ObjectDataSource‌ می‌رسد. TypeName همان نام کلاسی که قبلاً ایجاد کردیم یعنی CityClass، همچنین نام دو متدی را که در CityClass نوشته بودیم به عنوان SelectCountMethod و SelectMethod اضافه می‌کنیم. فراموش نکنید که Enable Paging را هم true کنید.

<asp:ObjectDataSource ID="ObjectDataSource1" runat="server"
        EnablePaging="true" SelectCountMethod="GetCityCount"
        SelectMethod="BindGrid" TypeName="CityClass" />

تمام شد! سایت را اجرا کنید و نتیجه کار را ببینید.

Vote on iDevCenter

سلام جهان

۱۲ مرداد ۱۳۸۸ ۶ دیدگاه

بعد از ۶ سال وبلاگ‌نویسی در سرویس‌های رایگان، حالا دامنه شخصی و وردپرس. اگر برای وردپرس.کام محدودیت ایجاد نمی‌شد، شاید هیچ وقت چنین اتفاقی نمی‌افتاد.

چند روز پیش خیلی اتفاقی سری زدم به وبلاگ در بلاگفا: hamed.blogfa.com که در اولین روز آغاز به کار بلاگفا آن را ثبت کرده بودم و بیش از سه سال فعال بود. تمام نوشته‌هایم پاک شده بود و شخص دیگری آدرس را برای خودش ثبت کرده بود. در این مورد بعداً خواهم نوشت.
خوشبختانه مدتی پیش همه آنچه که از نوشته‌هایم در وبلاگ‌های مختلف روی وب مانده بود را به وردپرس.کام اضافه کردم. هرچند آرشیو نوشته‌های قبلی را به اینجا منتقل نمی‌کنم، اما خیالم راحت هست که تا وردپرس.کام هست نوشته‌های من هم هستند. هر وقت هم که بخواهم می‌توانم آن‌ها را به همین وبلاگ import‌ کنم.

در اینجا مثل ۶ سال گذشته از حوزه‌های مورد علاقه‌ام خواهم نوشت: از نرم‌افزار، برنامه‌نویسی وب، فناوری اطلاعات، سینما، ادبیات و علاقمندی‌های جدیدی مثل کارآفرینی.
برای اینکه مشترکین فید نیازی به تغییر آدرس نداشته باشند از همان آدرس قبلی یعنی http://feeds.feedburner.com/HyperWeb استفاده می‌کنم.

Categories: متفرقه Tags: