خانه > متفرقه, وب > بیایید درباره فیلترینگ حرف بزنیم

بیایید درباره فیلترینگ حرف بزنیم

۲۴ خرداد ۱۳۸۹

توضیح: در وبلاگ قبلی دو مطلب نوشته بودم درباره اثرات جانبی فیلترینگ بر محتوای فارسی وب، که با فیلتر شدن کل وبلاگ‌های وردپرس آن‌ها نیز فیلتر شده‌اند. این نوشته را می‌شود دنباله‌ای بر آن‌ها دانست.

در قسمت اول اثرات جانبی فیلترینگ بر محتوای فارسی وب از کلمات ممنوعه و خودسانسوری نوشته بودم:

این روزها همه برای به دور ماندن از فیلتر بعضی کلمات خاص که احتمال فیلتر شدن را دارند به شکل‌های دیگری استفاده می‌کنند. معروفترین مثالش همین کلمه فیلتر هست که به صورت فیل تر، قیلطر، هیلتر و حتی تبخیر و … به کار می‌رود. این کار سبب کاهش امکان جستجوپذیری این کلمات ممنوعه شده است


مشکل دیگر وجود اشتراک معنی و کاربرد این کلمات ممنوعه است. در همین مثال کلمه فیلتر اگر یک دانشجو دنبال عبارت طراحی فیلتر، فیلتر بالاگذر و … باشد ممکن است با پیام مشترک گرامی مواجه شود

این را باید در نظر بگیریم که ما مثلاً طرح‌هایی مثل تسما برای توسعه محتوای الکترونیکی داریم اما در عمل ترس از فیلتر شدن باعث خودداری تولیدکنندگان محتوا از ورود به بعضی عرصه‌ها شده. این داستان دستگیری و اعلام مشخصات و فعالیت‌های مدیران سایت‌های مستهجن را در نظر بگیرید، سایت گرداب، خبرگزاری‌ها و سایت‌هایی که در وب، خودی محسوب می‌شوند و نگرانی از فیلتر شدن ندارند اطلاعیه‌ها و گزارش‌هایشان را با ده‌ها کلمه ممنوعه و لینک‌هایی که وجودشان در یک صفحه به راحتی باعث فیلتر می‌شود منتشر می‌کنند اما آیا وبلاگ‌ها هم می‌توانند با استفاده از همان کلمات ممنوعه نظراتشان را درباره این قضیه بنویسند یا این اقدام و جنبه‌های مختلف آن را تحلیل کنند؟

در قسمت دوم از محدود شدن تنوع رسانه‌ای گفتم:

… امروز یوتیوب به جزئی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. کاخ سفید، واتیکان، نیروهای دفاعی اسرائیل، خانواده سلطنتی و … دارند از یوتیوب برای گفتن حرف‌هایشان استفاده می‌کنند. شبکه‌های تلویزیونی مثل CNN‌ و BBC با آن همه امکانات رسانه‌ای از یوتیوب هم استفاده می‌کنند. ملکه رانیا همسر سلطان عبدالله دوم پادشاه اردن، از یوتیوب برای مقابله با تصورات غلط غرب نسبت به مسلمانان استفاده کرده و برنده Youtube Visionary Award شده است. چرا ما از چنین رسانه‌ای استفاده نکنیم؟

اگر یک کاربر محتوای نامناسبی را در یکی از این سایت‌های عمومی قرار بدهد، با فیلتر کردن آن محتوا و آن کاربر مشکل حل می‌شود و نیازی به فیلتر کردن کل سایت نیست، این کار مانند آن است که به خاطر کشتن یک سوسک در یک جنگل، کل جنگل را آتش بزنیم!

حالا که کل وبلاگ‌های وردپرس مسدود شده‌اند، باید یک مورد دیگر را هم به لیست اثرات جانبی فیلترینگ بر محتوای فارسی وب اضافه کنیم: از دست رفتن ناگهانی محتوای ارزشمند

باز هم حکایت کشتن سوسک و آتش زدن کل جنگل است، این بار اما بحث کاهش تنوع رسانه‌ای نیست، بحث حذف یکباره قسمتی از محتوای ارزشمند از مجموعه محتوای فارسی روی وب است. روی همین وردپرس هزاران پست وبلاگی ارزشمند وجود دارد که حالا با مسدود شدن کل وردپرس آن‌ها نیز از دست رفته‌اند. دقت کنید که حرف من درباره وبلاگ‌هایی است که نه از خط قرمزی عبور کرده‌اند و نه اسپم بوده‌اند. اصلاً می‌توانید فرض کنید که دارم درباره یک وبلاگ ساده صحبت می‌کنم که نویسنده‌اش از خاطرات و اتفاقات روزانه نوشته‌ است. چه چیزی می‌تواند جایگزین ساعت‌ها تلاش و فکر و فعالیت او شود؟ چقدر طول می‌کشد تا این حجم وسیع محتوا که یکباره از دسترس خارج شده‌اند را دوباره تولید شود و به مجموعه محتوای فارسی وب اضافه شود؟ در این اوضاع آن‌ها که گرفتار این حذف ناگهانی شده‌اند چه راه حلی دارند؟ ادامه بدهند در جایی که دیگر دیده نمی‌شوند؟ مهاجرت کنند به یک سرویس تازه؟ بی خیال بشوند؟

امیدوارم این اشاره‌ها راه را برای صحبت کردن درباره فیلترینگ در وبلاگستان فارسی باز کند.

Categories: متفرقه, وب Tags: ,
  1. amirpaia
    ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ در ۰۱:۴۳ | #1

    ببخشید شما خیلی مودبانه نوشته اید اما من به محض برخورد کردن با یک سایت فیلتر تنها چیزی که به ذهنم می رسد فحش است
    مخصوصا بعداز این قضیه ی لینک های مفید که قصد ارشاد ما را دارند

    اصلا من اعتقاد دارم هیچ خط قرمزی وجود ندارد، خط قرمز را مکن کاربر تعیین می کنم
    اینترنت مالک و صاحب ندارد

    • حامد سعیدی فرد
      ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ در ۲۰:۰۷ | #2

      البته صحبت من درباره اثرات جانبی فیلترینگ بر محتوای فارسی هست. خط قرمز هم منظورم قوانین رسمی کشور هست. اینترنت صاحب و مالک نداره اما بالاخره قوانینی مثل قانون جرایم رایانه ای وجود داره

  2. mohsen
    ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۶:۵۴ | #3

    در این مواقع درود میفرستم به تکنولوژی tunneling و vpn و صلوات بر اموات مسئولین شاید اینطوری ارواح بیان و هدایتشون کنن

  3. ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۶ | #4

    من کلا با قضیه‌ای به اسم فیلتر مخالفم.
    فیلتر کردن یعنی سلب اختیار و اراده از کاربران اینترنت و این یعنی توهین به شعور اونا.

  4. ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۶:۰۲ | #5

    بنظر من بهترین روش برای فیلتر کردن اینه که فقط به کاربر اخطار داده بشه که مثلا محتوای این سایت مناسب نیست و کاربر خودش انتخاب کنه که رفتن به اون سایت رو ادامه بده یا نه.
    اینطوری بنظرم خیلی بهتره تا هرجا میری فیلتر باشه

  5. ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۰۰:۳۹ | #6

    سلام.
    خیلی خیلی مطلب خوبی گذاشتین. البته یه مشکل وجود داره. اونم اینکه مسوولین محترم که نمیان این مطلب رو بخونن!
    اگه میخوندن شاید دردی دوا میشد.
    تا وقتی هم که ندونن “آزادی” یعنی چی و اینکه هر شخص خودش عقل داره و تویی که فیلتر میکنی از من کاربر بیشتر نمیفهمی همین وضعیته.
    اینا تا وقتی ندونن کسی که میره تو یه سایت که به نظر شما غیر اخلاقیه، حالا هرچی میخواد باشه، حتماً بهش نیاز داره که میره، بازم همین وضعیته!
    حتماً تو بلاگم لینکتون میکنم.
    ممنون از مطلب خیلی خیلی خوبتون :)

  6. ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۰۷:۳۳ | #7

    من فکر میکنم عده ی بسیار کمتری با فیلترینگ سایت های مبتذل مخالف باشن. مساله ی ما فیلترینگ مثلا imdb هست که به تعبیر شما مثل آتش زدن جنگل هست!
    ممنون از مقاله ی خوبتون.

  7. حامد سعیدی فرد
    ۲۸ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۳:۰۸ | #8

    به دلیل ظرفیت پایین عده ای کامنتهای این پست بسته شد

  1. بدون بازتاب
دیدگاه ها مسدود است.