تولید محتوا در وبلاگستان فارسی: خوب، بد، زشت
خلاصه ماجرا:
خوب: بچههای Old School، کسانی که وقت میگذارند تا یک مطلب خوب رو آماده کنند، همیشه مطالبشون original نیست، اما حتی در مطالب ترجمهای یا گردآوری شده از منابع مختلف هم، امانتدار و در عین حال دقیق و خلاق هستند. کار ارزشمند این گروه تولید محتوای ماندگار برای وب فارسی هست.
بد: بچههای New School: مینیمال نویسها. وبلاگهای مینیمال یا وبلاگنویسهای مینیمال ذاتاً بد نیستند اما ذائقه مصرف کنندگان محتوای فارسی رو به شکل بدی تغییر دادند، درست مثل فست فودها.
زشت: دار و دستههای وبلاگی: همه کسانی که به نوعی ترافیک وبلاگستان رو به هر شکلی از جایی که باید باشه به جایی که نباید باشه هدایت میکنند. مثل سایتهای اسپم یا وبلاگهای کپی کار که باعث میشوند انگیزه کار و تولید محتوا در فضای وب فارسی برای کسانی که زحمت میکشند ولی دیده/خوانده نمیشوند کم بشه.
اما اصل ماجرا:
این روزها به خاطر مشغله کاری کمتر فرصت نوشتن پیدا میکنم، اما خوندن نوشته ژانرهای بلاگ نویسی ما باعث شد کمی وقت بگذارم و درباره یک موضوع مهم که مدتهاست میخوام در موردش صحبت کنم بنویسم: تولید محتوا.

قبل از صحبت درباره تولید محتوا اجازه بدید کمی درباره تاریخچه وبلاگها صحبت کنم.
اولین نسل وبلاگنویسهای ایرانی کسانی مثل سلمان جریری، حسین درخشان، صنم دولتشاهی (خورشید خانوم) و … به معنای واقعی تولیدکننده محتوا برای وبلاگستان فارسی بودند. اون زمان (تقریباً ۹ سال پیش) تعداد وبلاگهای فارسی کم بود و به دلیل نبود سرویسدهنده وبلاگ فارسی و دانش کم، بیشتر کاربران اینترنت ترجیح میداند مطالب خوب وبلاگهای نسل اول رو بخونن تا اینکه خودشون وبلاگ داشته باشند. راهنمای ساخت وبلاگ که حسین درخشان در وبلاگ خودش قرار داد و در چند روزنامه و مجله چاپ کرد و همینطور ظهور پرشین بلاگ و بعدها بلاگفا و دهها سرویسدهنده ریز و درشت دیگه منجر به رشد انفجاری تعداد وبلاگها شد به طوری که لااقل از نظر کمی ایران رو در لیست کشورهای با بیشترین تعداد وبلاگنویس قرار داد.
نسل دوم وبلاگنویسها که از سرویسدهندههای رایگان شروع کردند و بعضی از آنها در سایتهای شخصی ادامه دادند در واقع پرچم تولید محتوا رو از نسل اول گرفته بودند. امروز تعداد بسیار اندکی از وبلاگنویسان نسل اول و دوم هنوز در حال وبلاگنویسی هستند. نسل دوم هم علاوه بر تولید محتوا، توی وبلاگهاشون چیزی داشتند به اسم لینکدونی (جد سایتهایی نظیر del.icio.us) که توی اون لینکهای خوبی که در سایتها و وبلاگهای دیگه پیدا میکردند رو قرار میدادند. این اولین جرقههای به اشتراک گذاری محتوا بود، زمانی که هنوز به اشتراک گذاری محتوا در گودر و فیس بوک و اینها مطرح نبود.
چند سالی است که در غیاب اغلب افراد مهم نسل اول و دوم وبلاگنویسان، نسل سومی در حال کار بر تولید محتوا در وبلاگستان فارسی است. نسلی که یاد گرفته Share کنه، Like بزنه ولی علاقهای به تولید محتوا نداره! نسلی که حتی علاقهای به مصرف محتوا هم نداره به خصوص اگر اون محتوا (مثل همین نوشته) بلند باشه. این چیزی هست که قبلاً درباره زمینه بروزش در قالب آسیبهای وب ۲ ای کمی صحبت کردم اینجا و اینجا و اینجا. علاوه بر مواردی که اشاره کردم، این نسل کاربرد شبکههای اجتماعی رو هم بر اساس سلیقه خودش تعریف میکنه. در این رابطه خوندن گودر با طعم ایرانی، صفحه نیازمندیهای ملت خالی از لطف نیست.
در چنین شرایطی با اضافه کردن فیلترینگ نه تنها نمیشه امیدی به رشد تولید محتوا در فضای وب فارسی داشت، بلکه باید شاهد افت کیفی و کمی محتوای فارسی وب باشیم.این مقدمات رو داشته باشید تا برسیم به صحبت درباره راه حلهای تولید محتوا به خصوص در زمینه مورد علاقهام یعنی فناوری اطلاعات.
ادامه دارد…
+ بهنظرِ من اینتقصیرِ ذاتِ مینیمال نیست، چون مینیمالیسم واقعاً یک هنر هست، اگر درست اجرا بشه! تجربههم نشون داده کهنویسندگان اکثراً ماکسیمالیست هستند و نهمینیمالیست. مینیمالیستهایِ خوبِ فارسی اصلاً زیاد نیستند، بلکه کاملاً هم انگشتشمارند اما همین تعداد، خوانندگانِ زیادی دارند. اینخوانندگان باعثِ وسوسهشدنِ بقیه میشن و نهایتاً میشه ظهورِ نویسندگانی با آثارِ افتضاح کهحتی «یهجمله از یهکتاب» هم نمیشه بهآثارشون لقب داد.
++ افرادِ گروهِ «زشت» کاملاً از بیفرهنگی منشأ میگیرند و دزدیندانستنِ کارشون… درصورتی کهمطالعه،شناخت، احترام و نهایتاً اجرایِ کپیرایت فکر میکنم درمانی باشه واسهیِ اینگروه.
+++ منتظرِ قسمتِبعدی هستم!
چاکریم.
حرف دل ما رو زدی!
متاسفانه درسته
اما استفاده از گودر و دیگر سرویس ها به نظرم مشکل اصلی نیست چون بالاخره باید چیزی نوشته بشه که تا تو گودر بتونن لایک بزنن یا Share کنن
در واقع مشکل اون دار دسته وبلاگی هست که اکثرا همشون تو بلاگفا ، میهن بلاگ ، پرشین بلاگ ، افتاب ، مهتاب و … هستن .
در واقع این افراد هیچ چیزی از وبلاگ نمی دونن و بد تر از تولید محتوا جلوگیری میکنن .
سلام . تشکر از شما ، بسیار اشاره مناسبی بود
بسیار عالی است که این بحث داره ادامه پیدا میکنه. منتظر ادامهی ماجرا هستم
باهات موافقم، می گم حالا باید چی کار کرد؟
من خودم وبلاگی راه انداختم برای کسب و کار اینترنتی و آموزش روشهاش، هیچ کدوم از دوستانم که دعوتشون کردم براشون این مساله جذاب نبوده و ترجیه می دن صرفا مصرف کننده باشند
به نظرم مطلب خوب و دقیقی بود.
به نظر من وبلاگستان به تمامی سبکها احتیاج داره، ولی واقعا مطالب درست و حسابی که براشون وقت گذاشته بشه کم هست.
به نظر من مهمترین دلیلش هم اینه که ارزش خاصی بجز ارزش معنوی ندارن اونطور مطالب، یعنی بازده مالی و اینا ندارن و نویسندهها هم دستشون به نوشتن نمیره؛ درسته که شاید برای دلمون(؟) مینویسیم، ولی این افراد کم هستند و اصولا انگیزه هم از بین میره. من خودم الآن ماههاست که ننوشتهم، و اگر هم نوشتم مطالب کوتاه برای اینکه فقط تقریبا نوشته باشم. اصلا فرصت نوشتن مطالب آموزشی دیگه ندارم…
حیف
با مطلب و نگرانی هایش موافقم. اما نکته ای دیگر هم هست. همیشه نسلهای قدیمی، (در هر مقوله ای) نسبت به نسل جدید دو احساس دارند. اول اینکه ارتباط خود را با آنها قطع شده می انگارند و دوم اینکه فکر می کنند راه آنها را به نا کجا آباد خواهد رفت. در حالی که الزاما اینطور نیست.
به نظر من باید وبلاگ نویسهای نسل اول و دوم این دو ضعف رو برطرف کنند. یعنی اول ارتباط خودشون رو قطع شده ندونند و با نسل سوم وارد گفتگو شوند. دوم هم اینکه سعی کنند از ظرفیتهای خلاقانۀ آنها که متناسب با شرایط آنهاست برای رشد و تقویت وبلاگستان فارسی استفاده کنند
حقیتاً با این اوضاع چه کسی دل و دماغ تولید محتوای «مفید» رو داره؟
مطلب خیلی خوبی بود.
خیلی وقت بود که دلم از توییتر و این سرویسهای تلگرافی پر بود.
به نظر من هم مینیمالیسم یک هنر است، اما هنری که تاثیرات منفی زیادی به دنبال دارد.
بی صبرانه منتظر راه حل ات برای تولید محتوا هستم. اگر تونستی خبر بده اگر نه توی گوگل ریدر پیدات می کنم(:
می خواستم بدانم با توجه به توضیح شما این وبلاگ که خاطره گونه ای داستانی است در کدام رده خوب بد زشت قابل ارزیابی است
همه رو درست گفتی
آفرین
سلام
فید وبلاگت را در فیدریدر سایت روزنامه نگار آزاد گذاشتم
زنده باشی