فست فودهای وبلاگستان و نگاهی به جریان توزیع محتوا
نوشته قبلیام درباره تولید محتوا در وبلاگستان واکنشهای مختلفی داشت. در اون نوشته گفتم:
وبلاگهای مینیمال یا وبلاگنویسهای مینیمال ذاتاً بد نیستند اما ذائقه مصرف کنندگان محتوای فارسی رو به شکل بدی تغییر دادند، درست مثل فست فودها.
خب بیایید کمی درباره فست فودهای وبلاگستان حرف بزنیم. اما قبل از شروع اشاره کوتاهی داشته باشم به توزیع محتوا در وبلاگستان که در کوتاه مدت میتونه تاثیر مثبتی در رشد تولید محتوا داشته باشه.![]()
چند سال قبل، وقتی هنوز سایتهای به اشتراک گذاری لینک و مفاهیم مثل like و share وجود نداشتند، وبلاگها از طریق تشکیل حلقههای وبلاگی و لینک دادن به هم به دیده شدن و خوانده شدن هم کمک میکردند. اون زمان هنوز تعداد وبلاگها خیلی زیاد نبود. وقتی تعداد وبلاگها زیاد شد، تعداد محتوای ایجاد شده در روز هم زیاد شد. بعد شروع کردیم به مشترک شدن feed وبلاگها. اینکه میخواستیم هیچ مطلبی رو از دست ندیم نتیجه عکس داد و منجر به سطحی خوانی مطالب شد! در حالی که ما هر روز باید تعداد زیادی مطلب rss ای رو مرور میکردیم و دنبال راهی بودیم که بهترینهاش رو یک جا ببینیم، سایتهای اشتراک گذاری لینک مثل بالاترین ظهور کردند. گرچه چند سایت مشابه بالاترین به وجود آمدند اما واقعیت این است که هیچ کدام به موقعیت و گستردگی کاربری و کاربردی بالاترین نرسیدند.
یک مقایسه ساده
یک پزشک و مملکته داریم، هر دو وبلاگهای مشهوری هستند. نگاهی داشته باشیم به وضعیت توزیع محتوای این دو وبلاگ. برای بعضی از آمارهای اینجا از لایک خور استفاده کردم. یک پزشک اخیراً ۵ ساله شده، در این ۵ سال بیش از ۲۱۰۰ مطلب در یک پزشک منتشر شده، مملکته تقریباً ۶۰۰ مطلب دارد. مجموع کلمات تمام ۶۰۰ مطلب نوشته شده در مملکته شاید به اندازه چند تا پست یک پزشک هم نباشد اما همین ۶۰۰ مطلب در طول کمتر از یک سال بیش از ۱۱۵ هزار لایک خورده اند، یک پزشک اما برای بیش از ۲۰۰۰ نوشتهای که در طول ۵ سال نوشته است کمی بیش از ۳۱ هزار لایک داشته (البته در طول مدت شمارش لایک توسط لایک خور). در خصوص Share هم گمان میکنم اوضاع به همین ترتیب باشد.
جدول قو لایک خور که نمایش دهنده نسبت لایک به پست است به تنهایی گویاست: یک پزشک در رده ۲۵ ام قرار دارد، خودتان میتوانید بررسی کنید که از ۲۴ وبلاگ اول این جدول چند تا در سبک مینیمال هستند.
نتیجه؟ مینیمال یک خطی که برای خواندن و فهمیدنش به وقت و انرژی و مغز زیادی نیاز نیست، مشتری بیشتری نسبت به نوشته طولانی مثل این دارد.
راه حل چیست؟
سلمان در نوشتهای به درستی از غولها و بچه غولها یاد کرده، برای حمایت از بچههای Old School باید به سراغ سایتهای اشتراک لینک رفت. در واقع چیزی که به تولید محتوا کمک زیادی میکند توزیع مناسب محتوای خوب است. فکر میکنید وبلاگنویسی که برای هر نوشتهاش زمان زیادی صرف میکند اما بازدید کننده و بازخورد مناسب دریافت نمیکند تا چه زمانی میتواند به تولید محتوا به این شکل ادامه دهد؟
این روزها سایت دیگ نسخه جدیدی را معرفی کرده است. یکی از ویژگیهای این نسخه جدید My News است، جایی که کاربران دیگ میتوانند مشترک منابع خبری مختلف (اعم از سایتهای خبری، وبلاگها و حتی اشخاص) شوند و یک view سفارشی از محتوای مورد علاقه خود داشته باشند. تصور کنید یک وبلاگ ساده که تازه هم کارش را شروع کرده و مطالب خوبی دارد چقدر سریع میتواند در این فضا شناخته شود. به نظرم وقت آن رسیده که به شبکههای اجتماعی و سایتهای اشتراک لینک با دیدی فراتر از دید سرگرمی یا مسائل سیاسی نگاه کنیم.
دوباره حلقههای وبلاگی (نه با دید مافیایی) ایجاد کنیم و تولید کنندههای محتوای خوب را به هر شکلی که میتوانیم حمایت کنیم، سایتهای اشتراک لینک با ایدههای جدید ایجاد کنیم. این تنها راه برای احیاء قلب نیمه جان وبلاگستان است.
اون نکته آخر حلقه وبلاگی با دید مافیایی نکته خوبی بود و چیزی بود که پارسال هم راجع به اون نوشتم. خوبی سرویسهای وب۲ اینه که تقریبا تا حدی این حلقه مافیایی رو شکونده. باید در نظر بگیریم که ما خودمون با این حلقه مافیایی قبلا خودزنی کردیم و حالا به اینجا رسیدیم.
کاملا با راه حل هات موافقم. ولی به این زودی ها فکر نکنم عملی بشه…
سلام خدمت شما من نتونیستم پیغامم رو از فرم تماس با من بهتون برسونم پس اینجا پیغامم رو میزارم شاید شما جوابم رو دادین
ممنون
سلام به شما دوست عزیز
من محمد نصیری ۲۱ ساله هستم
و از مدت ها پیش تصمیم داشتم شغلم را روی وب ایجاد کنم اما جز اینکه سرمایه ام رو به باد بدم کاری دیگه ای نتونستم انجام بدم.
اما دوباره همون عشق مستقل بودن و کار کردن و تخیلات به سراغم اومده و کارم رو با یکی از دوستانم در بهمن ۸۸ با انتشار یک دو هفته نامه اینترنتی درباره بازیهای رایانه ای به اسم میگ میگ شروع کردیم. ۹ شماره منتشر کردیم تا اینکه کار رو متوقف کردم چون احساس کردم استفاده از سوشال ها و تمرکز بر هویت و نقش کاربر و مخاطب بیشتر میتونه مورد استقبال قرار بگیره.
درباره حرکت شما درباره داناترین خیلی مطلب خوندم.ما هم شروع کردیم و داریم یک سوشیال برای بازیهای رایانه ای رو تمام و جز به جز برنامه نویسی میکنیم که تا به یه جاهایی رسیدیم.ممنون میشم کمی به ما کمک کنید و مارو راهنمایی کنید تا بتونیم به خواسته هامون برسیم و بتونیم از تجربه شما استفاده کنیم
ممنون از اینکه وقتتون رو به من دادین
محمد نصیری
میگ میگ
چندتا نکته در این مطالب هست که باید ذکر بشه، به ترتیب نقل میکنم بعد نظر خودم رو میگم.
“چند سال قبل، وقتی هنوز سایتهای به اشتراک گذاری لینک و مفاهیم مثل…”
خب شاید این مسئلهی رکودی هم که عنوان شد از همینجا نشأت گرفته باشه، این حلقههای وبلاگی و دوستان کم کم پیر و قدیمی شدن، خیلیها از بین این حلقهها رفتن، اعضای جدیدی به حلقهها وارد نشدن، وبلاگنویسی تبدیل به یک عمل عادی شد و اینطور تظاهر شد که وبلاگنویسی دچار رکود شده، یا حتی شاید بشه گفت که آن دورانی که ازش به عنوان دوران اوج وبلاگنویسی یاد میشه تنها شوق و اشتیاق فراوان برای یک سرویس جدید بوده باشه که به آرامی به روال عادی و حرکت متعادل رسید.
“…اما همین ۶۰۰ مطلب در طول کمتر از یک سال بیش از ۱۱۵ هزار لایک خورده اند…”
اینکه آمار لایک خوردن رو معیاربرتری و کارآمدی نوعی از شیوهی وبلاگنویسی بدونیم شاید درست نباشه، وقتی بحث شهرت پیش میاد، شاید اکثر کاربرانی که به این وبلاگ لایک میدن اصلاً توجهی هم به مطالب نداشته باشن، حتی در مورد وبلاگ یک پزشک هم همین مسئله صادق باشه، شهرت باعث میشه که یک وبلاگ لایک زیادی دریافت کنه. نویسندگان وبلاگ یک پزشک در دو زمینهی فناوری و سینما مطلب مینویسن، اگر فرض کنیم که نصف مشترکین علاقمندان فناوری و نصف دیگر هم علاقمند به سینما و ادبیات باشن، باز هم شاید برای هر دو زمینه هشتاد درصد مشترکین به مطالب لایک بزنن یا حتی شاید نخوانده لایک بزنن. اصلاً معیار لایک شاید سستترین و غیرمستند ترین معیار برای سنجش تأثیر یک وبلاگ بر فضای اینترنت داشته باشه، معیارهای بهتری مثل ورودی موتورهای جستوجو، و یا حتی ورودی از خبرخوانهای غیر از گوگلریدر هم وجود دارن، چون دیگه گوگل ریدر از یک خبرخوان صرف به یک جامعهی بزرگ با همان حلقههای دوستی ذکر شده تبدیل شده. اگر تنها مینیمال نویسها هم به مطالب مملکته داریم لایک بدن خودش آمار عظیمی میشه.
خیلی جاها که فیلتر شده چی ؟ من دوس دارم وبلاگایی که ده سال پیش می خوندمو بخونم ! ده که نه ، سابقه ی وبلاگ خونی من به نه سال پیش می رسه .
با سایت های اشتراک لینک در ایران مخالف هستم! یک نگاهی به بالاترین بیاندازید همه اش سیاسیست!!!