قبلاً در نوشتهای درباره سیستم عاملهای وبی نوشته بودم که توسعه این ایده باعث کاهش پیچیدگی سیستم عامل شده و در نتیجه میشود سیستم عامل رو روی هر سیستمی نصب کرد و بعد مثال زده بودم که این موضوع دیگر منحصر به خاموش و روشن کردن لامپ اتاق از راه دور نیست و مثلاً ساعت دیجیتال شما که با یک ارتباط بیسیم به شبکه متصل است میتواند خودش را با نرمافزار قرار ملاقاتهای شما روی سرور سیستم عامل وبیتان هماهنگ کند تا به خاطر خواب ماندن قرارتان را از دست ندهید!
گوگل در حوزه سیستم عاملها با دو کارت آندروئید و کروم او اس بازی میکند. کروم او اس نقش همان سیستم عامل سبک به عنوان واسطه برای اتصال به اینترنت را دارد و البته بنا به گفته گوگل برای Personal Computing استفاده میشود اما آندروئید سیستم عامل اپن سورس و موفق گوگل در حوزه موبایل است.
آندروئید که یک سال و نیم پیش فقط یک سیستم عامل موبایل برای گوشی G1 بود حالا سهم و موفقیت بیشتری در بازار پیدا کرده است. گوشیها و تبلتهای مبتنی بر آندروئید آغاز راه هستند. در خبری که هفته پیش در بلومبرگ منتشر شد، اعلام شده که سونی قصد معرفی تلویزیون جدیدی بر پایه سیستم عامل آندروئید به همراه نسخه خاصی از چیپهای اینتل را در ماه جاری دارد. به جز استفاده از محصولات اینتل و گوگل، این تلویزیون از امکاناتی نظیر پخش کننده Blu-ray و اتصال به اینترنت بهره میبرد. جزئیات بیشتر این محصول در کنفرانسی که تا دو هفته آینده در سانفرانسیسکو برگزار میشود اعلام خواهد شد.
رقابت جدید رسانههای سنتی و اینترنت
اگر قرار به متصل کردن وسایل منزل به اینترنت باشد، بدون شک تلویزیون نخستین انتخاب کمپانیها خواهد بود. همانطور که با گسترش کتابهای الکترونیک و نسخههای الکترونیک روزنامهها و مجلات صنعت چاپ به تسخیر اینترنت درآمد یا دایرهالمعارفها تسلیم قدرت ویکیپدیا شدند حالا نوبت رقابت رسانههای تصویری با اینترنت است.
به جز سرویسهای آنلاین پخش فیلم و سریال و موسیقی نظیر Pandora و Netflix و Hulu که به صورت استریم محصولات صوتی و تصویری را پخش میکنند، شبکههای خبری و سایتهای به اشتراک گذاری ویدئو شبکهای غنی از محتوای آنلاین را برای تلویزیونهای متصل به اینترنت فراهم خواهند آورد.
زمانی وبلاگها، زمانی شبکههای اجتماعی و سرویسهای اشتراک گذاری، زمانی میکروبلاگها و اکنون نوبت سرویسهای اجتماعی مبتنی بر موقعیت یا Social Location Based هاست که ذهن و قلب کاربران شیفته وب را به تسخیر درآورند. رشد حیرت انگیز استفاده از چنین سرویسهایی، شکی باقی نگذاشته که موج بعدی اینترنت، سرویسهای بر مبنای موقعیت جغرافیایی کاربران خواهد بود. قبل از شروع این نوشته بسیار خوب وبلاگ یک پزشک درباره اینگونه سرویسها را بخوانید.
اما استفاده از این سرویسهای جالب در عین حال یک سرگرمی خطرناک هم هست. مدتی پیش سایت لطفاً مرا سرقت کنید یا Pleaserobme.com به منظور نشان دادن خطرات ناشی از اشتراک گذاری بیش از حد اطلاعات (oversharing) در فضای مجازی دست به ابتکار جالبی زد.
این سایت با بررسی check in های سایت Foursqure و توییتهای افراد میتوانست به شما نشان بدهد که در هر لحظه در یک مکان خاص چه خانههایی خالی است یا کاربر مورد نظر شما در توییتر در حال حاضر از محل زندگیاش دور است!
صاحبان سایت لطفاً مرا سرقت کنید با این ایده ساده، در واقع میخواستند به کاربران نشان بدهند که ارائه اطلاعات بیش از حد در دنیای مجازی از محلی که هم اکنون در آن حضور دارند، چطور میتواند زندگی واقعی آنها را با ریسک روبرو کند. البته سایت لطفاً مرا سرقت کنید در حال حاضر دیگر اطلاعات حساس مربوط به موقعیت افراد را نشان نمیدهد. آن طور که در صفحه اول این سایت آمده است، آنها از توجهی که به این موضوع مهم شده راضی هستند و دیگر سرویس جنجالیشان را ارائه نمیکنند. اما این موضوع که افشای اطلاعات زیاد از زندگی خصوصی و محلهای رفت و آمد و دوستان و … میتواند خطرات جدی برای امنیت کاربران به دنبال داشته باشد، مراقبت بیشتر از اطلاعات و فعالیتهای مجازی را به یک قانون مهم برای زندگی در دنیای آنلاین تبدیل میکند.
ادامهای بر آسیبهای اعتیاد به وب ۲
در وبلاگ قبلی چند نوشته درباره آسیبهای اعتیاد به سرویسهای وب ۲ نوشتم (اینجا و اینجا و اینجا) بیشتر تاکید آن نوشتهها بر زمان و انرژی بود که بیهوده صرف بازی با جذابیتهای وب ۲ میشد یا تاثیر منفی که استفاده بیش از حد از این سرویسها روی سبک زندگی افراد داشت.
مباحث مرتبط با آسیبهای اعتیاد به وب ۲ را از این به بعد با رویکرد دیگری ادامه میدهم. این نوشته آغازی بود بر بحثی مفصلتر درباره اینکه چطور اشتراک گذاری بیش از حد اطلاعات (از طریق اشتراک گذاری وضعیت و اوضاع و احوال در توییتر و فیس بوک تا همین موقعیت جغرافیایی در Buzz و سرویسهای مبتنی بر موقعیت مکانی) میتواند تهدید کننده حریم خصوصی و اطلاعات شخصی افراد باشد.
همراه باشید…
تنها چند روز پس از عرضه iPad، رقیبی که در ابتدا گمان میشد یک شوخی رسانهای باشد معرفی شد. WePad که توسط یک شرکت آلمانی طراحی و تولید شده قرار است در آگوست ۲۰۱۰ به بازار بیاید. در حالی که به نظر میرسد بازار تبلتها به واسطه حضور iPad رقابتی سنگین را پیش رو داشته باشد، چند نکته درباره این تازه وارد قابل توجه است.
WePad از ابتدا بعضی نکات مورد انتقاد و ایرادات در مورد iPad را در نظر گرفته و با تلاش در جهت رفع آنها به دنبال کسب سهم از بازار برآمد. صفحه نمایش ۱۱٫۶ اینچی در برابر صفحه ۹٫۷ اینچی iPad ، پشتیبانی از پورت USB و HDMI و وب کم از آن جملهاند. اما از همه اینها مهمتر بستر نرم افزاری WePad است. در حالی که iPad مانند دیگر محصولات اپل از سیستم عامل تولیدی اپل استفاده میکند و توسعه برنامه برای آن در قالب خاصی امکان پذیر است، WePad لینوکس و آندروئید را به عنوان بستر نرم افزاری برگزیده که باعث ایجاد فرصتهای زیادی برای برنامه نویسان لینوکس و آندروئید برای توسعه نرمافزار روی تبلتهای شخصی است.
گرچه طول عمر باتری، وزن کمتر و طراحی زیباتر به همراه طرفداران بیشمار اپل شانس کمی برای WePad باقی میگذارند، اما نباید فراموش کرد که در بازار بکر تبلتها مایکروسافت از یکسو با Courier و عرضه ویندوز ۷ برای HP Slate و گوگل از سوی دیگر با توسعه آندروئید و Chrome OS به عنوان یک پلتفرم قوی در جذب کاربران رقیب اپل خواهند بود.
یکی از اخبار مهم این روزها معرفی iPhone OS 4 از سوی اپل و به خصوص ویژگی MultiTasking آن است. نبود MultiTasking همیشه یکی از انتقادات جدی منتقدین و مخالفین اپل بوده است. صرفنظر از انتقادها درباره بسته و ثابت بودن بیشتر ویژگیهای محصولات اپل، نحوه ارائه این محصولات همیشه برای من جالب و آموزنده بوده است.
اگر مشتری داره، بیشتر از این امکانات نمیخواد!
۵۰ میلیون آیفون تا به حال فروخته شده بدون اینکه MultiTask داشته باشند! من شخصاً بعید میدانم که اضافه کردن MultiTask برای شرکتی در حد و اندازه اپل تا سال ۲۰۱۰ طول کشیده باشد. این یک واقعیت است که اغلب مشتریها با تاثیرپذیری از تبلیغات و فضای رسانهای که با کمک بازاریابی منحصر به فرد اپل ایجاد میشود عملاً تولیدات اپل را به محصولات مشابه با امکانات بهتر ترجیح میدهند! پس واقعاً در این شرایط لزومی ندارد که امکانات بیشتری در اختیار کاربر قرار بگیرد. در ایران عکس این استراتژی عرضه محصول به بازار را به شکل جالبی دیدهام. به دلیل کم اعتمادی مشتریان به شرکتهای ارائه دهنده خدمات نرمافزاری و فناوری اطلاعات بومی (که خود دلایل مختلفی دارد) اغلب قراردادها ارائه چیزی بیشتر از نیاز مشتری را شامل میشود، این آش گاه چنان شور است که شرکت نرمافزاری را در وضعیت یک قرارداد ترکمانچای گونه قرار میدهد.

کی گفته هر محصول فقط یک دوره فروش؟
اپل بر خلاف شرکتهای رقیب که برای هر محصول یک دوره فروش در نظر میگیرند، با برندسازی که روی iPhone داشته عملاً توانسته با آپدیتهای نرمافزاری و سختافزاری عمدتاً کم چندین بار مردم را به خرید آیفون ترغیب کند! حالا هم مردم برای iPhone OS 4.0 لحظهشماری میکنند و البته باز هم شاهد صفهای طولانی و خیابانخوابی مردم جلوی فروشگاههای اپل خواهیم بود. در واقع اپل به خوبی به ما نشان داد که رمز موفقیت در فروش مجدد یک محصول لزوما Major Update نیست.
پشتیبانی عالی جبران محصول متوسط
تصور کنید که بر خلاف تمام نظرات مخالفی که به حق کاستیهای یک محصول اپل را منعکس کردند، از اپل خرید میکنید و در کار با آن محصول دچار مساله میشوید و کسی هم نیست که کمکتان کند. چه اتفاقی میافتد وقتی دفعه بعد کسی با شما درباره خرید محصولات اپل مشورت کند؟ حتماً به او خواهید گفت که از این کار صرفنظر کند. اما اپل مشتریانش را تنها نمیگذارد. اپل برای کاربران وفادارش که گاه با چشم بسته محصولاتش را میخرند احترام قائل است و برای ارائه خدمات پشتیبانی و مشاوره به آنها وقت و هزینه صرف میکند. شاید در بازار دهها محصول بهتر از محصولات اپل ارائه شود، اما ترکیب هیاهوی رسانهای و پشتیبانی عالی، به خوبی میتواند محدودیتهای محصولات اپل را کماهمیت کند.
چرا انتخاب؟ همه محصولات را بخر
محصولات اپل آچار فرانسه نیستند، یعنی لزوماً قرار نیست همه کار بکنند. اگر کاربری iPod خریده بود و تلفن همراه هم داشت، این موضوع او را از خرید iPhone منصرف نمیکرد. همین حالا هم کاربرانی که iPhone و لپ تاپ دارند از شانس خرید و تجربه iPad نمیگذرند. عرضه محصولات در ردههای مختلف نباید به گونهای باشد که خرید یک محصول کاربر را از خرید محصول دیگری بینیاز کند. اپل درسهای زیادی برای نوآموزان عرصه تجارت در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات دارد.
زندگی کوتاهه، طعم اپل رو بچش
فراموش نکنیم محصولات اپل، فقط برای سرگرمی ارائه نشدند. ناقص یا کامل، بعضی از این محصولات توانستهاند انقلابی در حوزه خود ایجاد کنند. اگر الان میشنویم که شرکتهای بزرگ بعد از iPad برای ارائه تبلت به تکاپو افتادهاند به خاطر سهمخواهی از سفرهای است که اپل در حال چیدن آن است. البته همیشه برنده جنگ قدرت شرکتهای بزرگ، کاربران هستند. به هر حال همانطور که تلاش برای iPad Killer باعث ارتقاء فنی تبلتهای ارائه شده به بازار میشود به همین شکل در دیگر حوزهها نیز رقابت بر سر عرضه محصولات سریعتر، زیباتر و ارزانتر از محصولات اپل شکل گرفته و میگیرد که نفع مستقیمش متوجه مصرف کنندگان است.
Merovingian: Choice is an illusion created between those with power and those without.
از Matrix Reloaded
کارهایی که آخر سالی برای خانه تکانی دیجیتالی باید انجام بدهم.
امنیت
-تغییر کلمات عبور اکانتهای مهم
-انتقال همه کلمات عبور به KeePass
-محدود کردن دسترسیها در کامپیوترهای مشترک (اساساً به دو پی سی و لپ تاپم خیلیها دسترسی دارند!)
-بررسی امنیت شبکه بیسیم (برای اطمینان از عدم امکان دسترسی غیرمجاز به اینترنت بیسیم)
برنامه ها و فایل ها
-تهیه نسخه پشتیبان از فایلها و اطلاعات مهم
-انتقال همه سورس کدها به Source Safe
-تهیه آرشیو مناسب و لیست فیلمها و سریالها (+ خرید یک هارد اکسترنال صرفاً برای این مورد!)
-ایجاد VM بر اساس هاردهای اصلی برای کارهای توسعه (و البته backup از ویندوز سرور با تنظیمات اکتیودایرکتوری که دو بار در چند هفته اخیر دردسرساز شد)
-پیدا کردن یا نوشتن یک برنامه یا ایجاد یک لیست برای مدیریت امانتها (اینقدر فیلم و کتاب و نرم افزار امانت داده شده به دوستان گم شده که دیگر چارهای نیست!)
ارتباطات مجازی
-پاکسازی اکانتهای شبکههای مجازی (که به بعضی مدتهاست سر نزدم)
-راهکار متمرکز کردن اکانتهای ایمیل (قبلاً این کار را روی جیمیل انجام دادم که با توجه به اتفاقات اخیر باید فکر دیگری کرد)
در سال آینده همچنین گسترش ارتباطات مجازی با فعالین حوزه آی تی و توسعه نرم افزار در لیست کارهاست.
شما برای خانه تکانی دیجیتالی چه برنامهای دارید؟