بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘وب’

چطور محتوای ارزشمند وب فارسی را ماندگار کنیم؟ قسمت اول

چند ماه پیش در سایت فرندفید یک بازی راه افتاد تحت عنوان دیالوگ بازی. در این بازی هر کاربری دیالوگی از فیلم‌ها را قرار می‌داد و دیگران حدس می‌زدند که مربوط به چه فیلمی است و لایک می‌زدند و …
با گسترش این بازی ظرف چند ساعت صدها دیالوگ در فرندفید منتشر شد، بعد چه اتفاقی افتاد؟ هیچی! تمام آن دیالوگ‌ها و کامنت‌هایشان در بین انبوه اطلاعات دیگر در سایتی فیلتر شده دفن شدند، گیرم که تگی خورده بودند تا شاید روزی شخم بخورند!

همان موقع پیشنهاد دادم این کار ارزشمند را از یک بازی صرف به یک کار ماندگار تبدیل کنیم. سایت ویکی گفتاورد برای همین است که مجموعه‌ای از نقل قول‌ها را جمع آوری کند. یکی از پروژه‌های خواهر ویکی پدیاست. نتیجه؟ کاربری آمد و مجموعه دیالوگ‌های فیلم حکم مسعود کیمیایی و موارد دیگری را وارد ویکی گفتاورد کرد: یک محتوای ماندگار و ارزشمند فارسی.

حالا روی سخنم با چند وبلاگی است که همین کار را می‌کنند و مورد اقبال کاربران هم قرار گرفتند و پست‌هایشان دست به دست توی گودر می‌چرخند و لایک می‌خورند: وبلاگ‌ها آمدنی و رفتنی هستند، ویکی گفتاورد اینطور نیست. همزمانی که نوشته وبلاگتان را می‌نویسید، صفحه‌ای هم در ویکی گفتاورد ایجاد کنید. اینطوری نتیجه زحمات شما برای همیشه در وب ماندگار خواهد شد.

اصلاً چرا باید محتوا را ماندگار کنیم؟ چه راه‌های دیگری وجود دارد؟ در حوزه‌های غیرفیلم چه کنیم؟ و ادامه این مبحث باشد برای مجالی دیگر.

Categories: وب, وب 2 Tags:

مافیا در وب فارسی

تاریخچه

عکس فقط تزئینی نیستوقتی نخستین گروه از وبلاگ‌نویس‌ها در فضای وب فارسی شروع به نوشتن کردند کم کم حلقه‌های وبلاگی درست شد که بعضی از آن‌ها مدت‌ها به فعالیت مشغول بودند. این حلقه‌ها که در این یادداشت، تحت عنوان مافیا معرفی می‌شوند، با گسترش فضای وبلاگستان و ورود آدم‌های بیشتر به عرصه تولید محتوا نقش پررنگ‌تری پیدا کردند.

مدت‌ها پیش از بالاترین، وب سایت‌هایی مثل صبحانه و هفتان بودند که در توزیع محتوا نقش زیادی داشتند. این‌ها سایت‌هایی بودند که محتوای وارد شده (لینک) به شکل مشخص توسط ادیتورها چک و پس از تایید آن‌ها منتشر می‌شد.

درست مثل خانواده‌های مافیایی، سران مافیای وب (در حوزه‌های مختلف حتی مافیای ادبی) به واسطه ارتباطات و سابقه‌شان بازدید و نفوذ زیادی پیدا کردند. یک لینک از یک Boss یا حتی Capo * می‌توانست شهرت و میزان توجه به یک وبلاگ نوپا را یک شبه دگرگون کند.

 

مثل یک فیلم

پدرخوانده یادتان هست؟ وقتی دون کورلئونه می‌گفت:

Some day, and that day may never come, I will call upon you to do a service for me. But until that day, consider this justice a gift on my daughter’s wedding day

خواسته مافیای وب چه بود؟ من فکر می‌کنم این افراد در مرحله اول فقط حلقه‌های دوستی تشکیل داده بودند، نقطه نظرات مشترکی داشتند و بنابراین حول آن حلقه‌هایی برای تبادل نظر و حتی ارتباط ساده و سرگرمی تشکیل دادند.

اما به تدریج این حلقه‌های دوستی کارکرد دیگری هم پیدا کردند: کنترل و انتقال ترافیک وب به وبلاگ/سایت‌های عضو خانواده. جدا از ورود به حوزه توزیع محتوا، حمایت مافیایی از اعضاء خانواده در بحث و جدال‌های وبلاگی که گاه و بیگاه در فضای وبلاگستان رخ می‌داد هم از دیگر کارکردهای مافیای وب بود.

 

مافیای وب در عصر شبکه‌های اجتماعی؟

خب شبکه‌های اجتماعی انحصار این گروه‌های مافیای در حوزه توزیع محتوا را شکستند. مشکل از آنجا شروع شد که به تدریج خانواده‌های مافیایی در شبکه‌های اجتماعی شروع به رشد کردند!

شبکه‌های اجتماعی مثل شمشیر دو لبه بودند، از یک طرف قدرت توزیع را از دست گروه‌های خاص گرفته بودند، از طرف دیگر اینکه base آن‌ها بر گسترش شبکه‌ای دوستان بود، باعث ایجاد حلقه‌های دوستی/مافیایی جدید می‌شدند.

اگر بازخوردهای این مطلب اجازه داد، درباره مافیای وب فارسی بیشتر می‌نویسم. تا آن زمان نوشته‌ شایان شلیله و همینطور نوشته پرهام باغستانی را در خصوص مافیای وب فارسی بخوانید.

*اصطلاحات مافیایی هستند، اینجا را ببینید.

Categories: وب Tags: , ,

با HotPot، گوگل به شما می‌گوید کجا بروید

hotpot_logoمدتی پیش ایده‌ای داشتم برای راه اندازی یک سایت اجتماعی برای امتیازدهی به مکان‌ها با استفاده از نقشه گوگل. روش کار اینطور سایت‌ها این است که شما محل‌هایی که به آن‌ها می‌روید یا تازه کشف کرده‌اید، مثلاً یک رستوران، یک موزه یا هر نوع مکان دیگر را به سایت وارد می‌کنید (نمونه‌های خارجی برنامه‌های موبایل برای آیفون و آندروید دارند که با کمک GPS گوشی این کار انجام می‌شود) و دیگران می‌توانند به آن مکان رأی بدهند. اینطوری مکان‌هایی محبوب و داغ مشخص می‌شود.
این کار البته این حسن را هم دارد که اگر از برنامه‌های موبایلی استفاده کنید می‌توانید ببینید مثلاً بهترین کافه در نزدیکی محلی که الان در آن حضور دارید کجاست. می‌توانید قرارهای اینترنتی را ست کنید و موقعیت دوستانتان را روی نقشه ببینید و …

همه این ایده‌ها به واسطه سرویس Google Maps قابل انجام هست، اما یکی از اصولی که باید در راه اندازی سرویس‌های اینترنتی رعایت کرد این است که هیچگاه نباید یک چرخ را دوباره اختراع کنید به خصوص اگر مخترع آن چرخ شرکتی مثل گوگل باشد. البته اگر چرخی اختراع می‌کنید که بهتر از چرخ گوگل هست اشکالی نداره ;)

این همه مقدمه گفتم که بگم گوگل سرویسی رو راه انداخته به نام HotPot که می‌تونید به مکان‌ها توی این سرویس رأی بدید. این سرویس اپلیکشن آندروید هم داره.

hotpot_a

این سرویس به کاربران این امکان رو میده تا به مکان‌های مختلف رأی بدهند و این مکان‌ها رو با دوستانشان به اشتراک بگذارند. همچنین سرویس این قابلیت رو داره تا به شما مکان‌های خوب و مکان‌هایی که دوستان شما به آن‌ها رأی دادند و نقدشان کردند رو پیشنهاد بده.

وارد شدن رسمی گوگل به این حوزه، خبر بدی برای سایت‌ها و برنامه‌های اشتراک گذاری موقعیت است. درباره گوگل و خطری که وارد شدن این کمپانی بزرگ برای کسب و کارهای کوچک می‌تونه داشته باشه در یک نوشته دیگه با هم صحبت خواهیم کرد.

فست فودهای وبلاگستان و نگاهی به جریان توزیع محتوا

۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ۶ دیدگاه

نوشته قبلی‌ام درباره تولید محتوا در وبلاگستان واکنش‌های مختلفی داشت. در اون نوشته گفتم:

وبلاگ‌های مینیمال یا وبلاگ‌نویس‌های مینیمال ذاتاً بد نیستند اما ذائقه مصرف کنندگان محتوای فارسی رو به شکل بدی تغییر دادند، درست مثل فست فودها.

خب بیایید کمی درباره فست فودهای وبلاگستان حرف بزنیم. اما قبل از شروع اشاره کوتاهی داشته باشم به توزیع محتوا در وبلاگستان که در کوتاه مدت می‌تونه تاثیر مثبتی در رشد تولید محتوا داشته باشه.1hxz

چند سال قبل، وقتی هنوز سایت‌های به اشتراک گذاری لینک و مفاهیم مثل like و share وجود نداشتند، وبلاگ‌ها از طریق تشکیل حلقه‌های وبلاگی و لینک دادن به هم به دیده شدن و خوانده شدن هم کمک می‌کردند. اون زمان هنوز تعداد وبلاگ‌ها خیلی زیاد نبود. وقتی تعداد وبلاگ‌ها زیاد شد، تعداد محتوای ایجاد شده در روز هم زیاد شد. بعد شروع کردیم به مشترک شدن feed وبلاگ‌ها. اینکه می‌خواستیم هیچ مطلبی رو از دست ندیم نتیجه عکس داد و منجر به سطحی خوانی مطالب شد! در حالی که ما هر روز باید تعداد زیادی مطلب rss ای رو مرور می‌کردیم و دنبال راهی بودیم که بهترین‌هاش رو یک جا ببینیم، سایت‌های اشتراک گذاری لینک مثل بالاترین ظهور کردند. گرچه چند سایت مشابه بالاترین به وجود آمدند اما واقعیت این است که هیچ کدام  به موقعیت و گستردگی کاربری و کاربردی بالاترین نرسیدند.

یک مقایسه ساده

یک پزشک و مملکته داریم، هر دو وبلاگ‌های مشهوری هستند. نگاهی داشته باشیم به وضعیت توزیع محتوای این دو وبلاگ. برای بعضی از آمارهای اینجا از لایک خور استفاده کردم. یک پزشک اخیراً ۵ ساله شده، در این ۵ سال بیش از ۲۱۰۰ مطلب در یک پزشک منتشر شده، مملکته تقریباً ۶۰۰ مطلب دارد. مجموع کلمات تمام ۶۰۰ مطلب نوشته شده در مملکته شاید به اندازه چند تا پست یک پزشک هم نباشد اما همین ۶۰۰ مطلب در طول کمتر از یک سال بیش از ۱۱۵ هزار لایک خورده اند، یک پزشک اما برای بیش از ۲۰۰۰ نوشته‌ای که در طول ۵ سال نوشته است کمی بیش از ۳۱ هزار لایک داشته (البته در طول مدت شمارش لایک توسط لایک خور). در خصوص Share هم گمان می‌کنم اوضاع به همین ترتیب باشد.

جدول قو لایک خور که نمایش دهنده نسبت لایک به پست است به تنهایی گویاست: یک پزشک در رده ۲۵ ام قرار دارد، خودتان می‌توانید بررسی کنید که از ۲۴ وبلاگ اول این جدول چند تا در سبک مینیمال هستند.

نتیجه؟ مینیمال یک خطی که برای خواندن و فهمیدنش به وقت و انرژی و مغز زیادی نیاز نیست، مشتری بیشتری نسبت به نوشته طولانی مثل این دارد.

راه حل چیست؟

سلمان در نوشته‌ای به درستی از غول‌ها و بچه غول‌ها یاد کرده، برای حمایت از بچه‌های Old School باید به سراغ سایت‌های اشتراک لینک رفت. در واقع چیزی که به تولید محتوا کمک زیادی می‌کند توزیع مناسب محتوای خوب است. فکر می‌کنید وبلاگ‌نویسی که برای هر نوشته‌اش زمان زیادی صرف می‌کند اما بازدید کننده و بازخورد مناسب دریافت نمی‌کند تا چه زمانی می‌تواند به تولید محتوا به این شکل ادامه دهد؟ 

این روزها سایت دیگ نسخه جدیدی را معرفی کرده است. یکی از ویژگی‌های این نسخه جدید My News است، جایی که کاربران دیگ می‌توانند مشترک منابع خبری مختلف (اعم از سایت‌های خبری، وبلاگ‌ها و حتی اشخاص) شوند و یک view‌ سفارشی از محتوای مورد علاقه خود داشته باشند. تصور کنید یک وبلاگ ساده که تازه هم کارش را شروع کرده و مطالب خوبی دارد چقدر سریع می‌تواند در این فضا شناخته شود. به نظرم وقت آن رسیده که به شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های اشتراک لینک با دیدی فراتر از دید سرگرمی یا مسائل سیاسی نگاه کنیم.

دوباره حلقه‌های وبلاگی (نه با دید مافیایی) ایجاد کنیم و تولید کننده‌های محتوای خوب را به هر شکلی که می‌توانیم حمایت کنیم، سایت‌های اشتراک لینک با ایده‌های جدید ایجاد کنیم. این تنها راه برای احیاء قلب نیمه جان وبلاگستان است.

البسکو و شروع یک راه طولانی

۲۹ مرداد ۱۳۸۹ ۳ دیدگاه

logo_fa مدتی است درگوشه و کنار وبلاگستان، نوشته‌هایی درباره سایت البسکو می‌بینیم که واکنش‌های مختلفی هم داشته. در این نوشته سعی می‌کنم کمی درباره این سایت و تاثیری که می‌تونه بر فضای آی تی و تجارت الکترونیک داشته باشه صحبت کنم.

فروشگاه الکترونیک در ایران: سراب یا واقعیت؟

چند سال پیش که روش ارسال از طریق پست و پرداخت غیرآنلاین ایجاد شد، خیلی سریع فضای وب پر شد از فروشگاه‌های الکترونیک. اغلب این فروشگاه‌ها مختص یک رده محصول (مثلاً کتاب، سی دی یا لوازم کامپیوتر) بودند. بعضی از اون‌ها موفق شدند بازار خودشون رو پیدا کنند و کسب و کاری بر مبنای فروش آنلاین داشته باشند اما بیشتر این فروشگاه‌ها که قارچ گونه رشد کرده بودند بعد از مدتی دیگه کارشون رو ادامه نمی‌دادند.

شاید یکی از مزایایی که خیلی‌ها رو به فکر استفاده از فروش آنلاین انداخته (به خصوص در حوزه‌هایی مثل فروش نرم‌افزار و بازی) کاهش هزینه‌ها و سهولت فروش به صورت آنلاین و مواردی مثل عدم پرداخت مالیات بوده، به هر حال هرچند هنوز این حوزه برای خیلی‌ها جذاب مونده ولی در عمل تعداد کسانی که در کسب و کار فروش آنلاین موفق بودند تغییری نکرده است. اما با ورود سایت‌هایی مثل البسکو، اتفاقات مثبتی رو پیش بینی می‌کنم که در ادامه توضیح خواهم داد.

البسکو: مرکز خرید اینترنتی

خب در نگاه اول، البسکو یک فروشگاه الکترونیک ساده هست، اما واقعیت اینه که البسکو جزء معدود مراکز خرید اینترنتی در وب فارسی است. البسکو رو میشه آغاز یک راه طولانی در این حوزه دونست. در ایران ما سایت‌هایی نظیر آمازون نداریم که کالاهای مختلف رو به کمک یک شبکه وسیع عرضه کنند و در عین حال خدمات و پشتیبانی مناسب هم ارائه بدهند. البسکو شروعی هست برای مراکز خرید اینترنتی نوین در ایران.

اجازه بدید مثالی بزنم تا این تفاوت رو بهتر حس کنید. در شهرهای بزرگ، خرید همیشه یکی از معضلات بوده، مثلاً برای خرید لباس باید به بخشی از شهر رفت، برای خرید لوازم منزل یا لوازم الکترونیک به بخش دیگری از شهر. اگر ترافیک، هزینه رفت و آمد و زمان رو در نظر بگیریم می‌بینیم که خرید در شهرهای بزرگ تبدیل به یک فاجعه می شه! در چنین شرایطی مراکز خرید چند طبقه که در طبقات مختلفشون کالاها و خدمات مختلف رو ارائه می‌دهند با استقبال روبرو میشه، البسکو هم چنین ایده‌ای رو در فضای مجازی پیاده کرده. اینکه شما در این فروشگاه لوازم خانه، کتاب، پوشاک، لوازم الکترونیک، گل و هدیه می‌تونید بخرید و حوزه کاری سایت منحصر به فروش یک نوع کالا/خدمات خاصی نیست آغاز راه مراکز خرید اینترنتی است: جایی که می‌تونید آنچه که نیاز دارید رو آنلاین تهیه کنید.

در این بازارهای بزرگ (چه مجازی و چه حقیقی)، صرف ارائه کالا باعث جذب مشتری نمی‌شه. مثلاً امکان مرجوع کردن یا تعویض کالای خریداری شده رو در نظر بگیرید. وقتی یک بازار رقابتی وجود داشته باشه، فعالین بازار علاوه بر فاکتورهای مثل کاهش هزینه‌ها و افزایش کیفیت سعی می‌کنند با ارائه خدماتی مثل امکان تعویض کالا، سهم بیشتری از بازار رو کسب کنند. در فروش آنلاین هم چنین مساله‌ای وجود داره. البسکو با ارائه این خدمات در واقع به مشتریانش کمک می‌کنه تا اگر از کالای خریداری شده راضی نبودند به سادگی با تکمیل و ارسال یک فرم، اون کالا رو مرجوع یا تعویض کنند.

در البسکو امکان ارسال از طریق پیک و پست پیشتاز و DHL وجود داره که اغلب فروشگاه‌ها می‌توانند چنین خدماتی را ارائه بدند اما البسکو برای خریدهای بیشتر از ۳۰ هزار تومان هزینه ارسال دریافت نمی‌کنه.

امنیت خرید، به خصوص در خرید آنلاین، از دیگر عوامل موفق بودن یک تجربه خرید آنلاین هست که البسکو با استفاده از گواهی دیجیتالی اون رو تضمین کرده. کار با سایت و خرید از اون هم بسیار ساده و سریع هست.

تبلیغات در وبلاگستان و فرهنگ سازی برای نقد

اینکه نوشته‌هایی در جهت تبلیغ یک سایت/کالا/سرویس نوشته شود به خودی خود بد نیست، اتفاقاً به نظر من هوشمندی صاحب سایت/کالا/سرویس را می‌رساند که برای معرفی آنچه که دارد از توان وبلاگستان بهره بگیرد. اما باید به نظرم این گونه نوشته‌ها بیشتر به سمت review پیش برود تا اینکه صرفاً تبلیغ محض باشد. مقایسه انجام شود، نکات قوت و ضعف منصفانه بیان شود، از تجربیات شخصی حرف زده بشود. در چنین فضایی است که همه برنده می‌شوند: هم کسی که محصولی برای ارائه دارد، هم کسی که review می‌نویسد و هم کاربری که می‌خواهد انتخاب کند.

البسکو علاوه بر اینکه در بحث مراکز خرید پیشتاز بوده، به خاطر نوع نگاه مثبتی که به تبلیغات در اینترنت داشته است به نظر من شایسته تقدیر است. حمایت از وبلاگ‌نویسان و جشنواره وب ایران نمونه‌ای از اعتقاد به تاثیرگذاری اینترنت است. در این مورد در نوشته‌ای دیگر صحبت خواهیم کرد.

تولید محتوا در وبلاگستان فارسی: خوب، بد، زشت

خلاصه ماجرا:

خوب: بچه‌های Old School، کسانی که وقت می‌گذارند تا یک مطلب خوب رو آماده کنند، همیشه مطالبشون original نیست، اما حتی در مطالب ترجمه‌ای یا گردآوری شده از منابع مختلف هم، امانتدار و در عین حال دقیق و خلاق هستند. کار ارزشمند این گروه تولید محتوای ماندگار برای وب فارسی هست.

بد: بچه‌های New School: مینیمال نویس‌ها. وبلاگ‌های مینیمال یا وبلاگ‌نویس‌های مینیمال ذاتاً بد نیستند اما ذائقه مصرف کنندگان محتوای فارسی رو به شکل بدی تغییر دادند، درست مثل فست فودها.

زشت: دار و دسته‌های وبلاگی: همه کسانی که به نوعی ترافیک وبلاگستان رو به هر شکلی از جایی که باید باشه به جایی که نباید باشه هدایت می‌کنند. مثل سایت‌های اسپم یا وبلاگ‌های کپی کار که باعث می‌شوند انگیزه کار و تولید محتوا در فضای وب فارسی برای کسانی که زحمت می‌کشند ولی دیده/خوانده نمی‌شوند کم بشه.

اما اصل ماجرا:

این روزها به خاطر مشغله کاری کمتر فرصت نوشتن پیدا می‌کنم، اما خوندن نوشته ژانرهای بلاگ نویسی ما باعث شد کمی وقت بگذارم و درباره یک موضوع مهم که مدت‌هاست می‌خوام در موردش صحبت کنم بنویسم: تولید محتوا.

قبل از صحبت درباره تولید محتوا اجازه بدید کمی درباره تاریخچه وبلاگ‌ها صحبت کنم.

اولین نسل وبلاگ‌نویس‌های ایرانی کسانی مثل سلمان جریری، حسین درخشان، صنم دولتشاهی (خورشید خانوم) و … به معنای واقعی تولیدکننده محتوا برای وبلاگستان فارسی بودند. اون زمان (تقریباً ۹ سال پیش) تعداد وبلاگ‌های فارسی کم بود و به دلیل نبود سرویس‌دهنده وبلاگ فارسی و دانش کم، بیشتر کاربران اینترنت ترجیح می‌داند مطالب خوب وبلاگ‌های نسل اول رو بخونن تا اینکه خودشون وبلاگ داشته باشند. راهنمای ساخت وبلاگ که حسین درخشان در وبلاگ خودش قرار داد و در چند روزنامه و مجله چاپ کرد و همینطور ظهور پرشین بلاگ و بعدها بلاگفا و ده‌ها سرویس‌دهنده ریز و درشت دیگه منجر به رشد انفجاری تعداد وبلاگ‌ها شد به طوری که لااقل از نظر کمی ایران رو در لیست کشورهای با بیشترین تعداد وبلاگ‌نویس قرار داد.

نسل دوم وبلاگ‌نویس‌ها که از سرویس‌دهنده‌های رایگان شروع کردند و بعضی از آن‌ها در سایت‌های شخصی ادامه دادند در واقع پرچم تولید محتوا رو از نسل اول گرفته بودند. امروز تعداد بسیار اندکی از وبلاگ‌نویسان نسل اول و دوم هنوز در حال وبلاگ‌نویسی هستند. نسل دوم هم علاوه بر تولید محتوا، توی وبلاگ‌هاشون چیزی داشتند به اسم لینک‌دونی (جد سایت‌هایی نظیر del.icio.us) که توی اون لینک‌های خوبی که در سایت‌ها و وبلاگ‌های دیگه پیدا می‌کردند رو قرار می‌دادند. این اولین جرقه‌های به اشتراک گذاری محتوا بود، زمانی که هنوز به اشتراک گذاری محتوا در گودر و فیس بوک و این‌ها مطرح نبود.

چند سالی است که در غیاب اغلب افراد مهم نسل اول و دوم وبلاگ‌نویسان، نسل سومی در حال کار بر تولید محتوا در وبلاگستان فارسی است. نسلی که یاد گرفته Share کنه، Like بزنه ولی علاقه‌ای به تولید محتوا نداره! نسلی که حتی علاقه‌ای به مصرف محتوا هم نداره به خصوص اگر اون محتوا (مثل همین نوشته) بلند باشه. این چیزی هست که قبلاً درباره زمینه بروزش در قالب آسیب‌های وب ۲ ای کمی صحبت کردم اینجا و اینجا و اینجا. علاوه بر مواردی که اشاره کردم، این نسل کاربرد شبکه‌های اجتماعی رو هم بر اساس سلیقه خودش تعریف می‌کنه. در این رابطه خوندن گودر با طعم ایرانی، صفحه نیازمندی‌های ملت خالی از لطف نیست.

در چنین شرایطی با اضافه کردن فیلترینگ نه تنها نمیشه امیدی به رشد تولید محتوا در فضای وب فارسی داشت، بلکه باید شاهد افت کیفی و کمی محتوای فارسی وب باشیم.این مقدمات رو داشته باشید تا برسیم به صحبت درباره راه حل‌های تولید محتوا به خصوص در زمینه مورد علاقه‌ام یعنی فناوری اطلاعات.

ادامه دارد…